سال ۹۲ تازه از دانشگاه با مدرک کارشناسی ارشد گیاهان زینتی بیرون اومده بودم. از همون اول، راهی سخت و طولانی شروع شد! کارگری تو گلخونه که به دیسک کمر رسید و روزای کمحقوق و پرکار. تنها داراییم فقط یه شومینه بلااستفاده با نور مصنوعی و یه رویا تو سرم بود! ۱۸ ماه تمام، با بیمهی بیکاری دویدم تا این رویا یه جایی بالاخره جوونه زد.
کار کمکم گرفت، تا جایی که ۲۳ نفر شدیم. ولی چون زیرساخت درست حسابی نداشتیم، با فیلترینگ اینستاگرام همهچیز از هم پاشید. بعد از فروپاشی، اوضاع سختتر از شروع کار شد؛ گلخونه پر از گل، و حسابا پر از بدهی! تصمیم گرفتیم بجنگیم، بنابراین من و همسرم با دختر یک سالهمون بیش از ۲۰ تا نمایشگاه گل و گیاه تو شهرهای مختلف رفتیم، گوشه غرفههامون همیشه جای کوچیکی ساخته بودیم برای خواب دخترمون!
همونجا فهمیدیم مردم دوست دارن دقیقاً همون گلی رو که میبینن بخرن! از همینجا بود که ایده عکاسی از تک تک گیاهان افتاد تو سرمون! ورق کمکم برگشت و استقبال عالی شد و هر روز مشتریها دنبال گلای تازه هستن. همهی این تجربهها بهم یاد دادن کسبوکار باید جوری طراحی بشه که بشه با یه تیم کوچیک، حتی خانوادگی، چرخوندش. خیلی از کارا رو خودکار کردیم تا به نیروی کاری وابسته نباشیم. الان من و همسرم، با انگیزهای که دختر ۳ سالهمون هر روز بهمون میده، داریم سبزواره رو پرورش میدیم.
طراحی سایت با عشق توسط خودمون |
سبـــزْواره
یعنی همواره سبز
ما اینجاییم: استان مرکزی، شهر محلات (پایتخت گل کشور)